محک
شما اینجا هستید: موسسه فرهنگی آموزشی نام آوران زبان آموخته / فن ترجمه / مقدمه ای بر فن ترجمه

مقدمه ای بر فن ترجمه

مقدمه

ترجمه مهارتی است که به‌طور معمول در دانشگاه­های کشور از طریق ارتقاء معلومات زبان عمومی دانشجویان و تدریس فشردۀ لغات و اصطلاحات زبانی به دانشجویان آموزش داده می­شود و سپس در کلاس­ها و کارگاه­های عملی ترجمه از آن‌ها خواسته می‌شود که ترجمه­های از پیش انجام شدۀ خود را مطرح نمایند و بهترین آنها را برگزینند. به‌عبارت‌دیگر، تصور بر این است که با بالا رفتن دانش زبانی دانشجویان آنها می­توانند مفاهیم جملات را درک و سپس مفهوم را به بهترین شکل ممکن به زبان مقصد بیان کنند. اشکال اصلی این فرآیند آن است که بدون هیچ اصولی، بر فهم دانشجو از متن تکیه می‌گردد و در‌این‌صورت احتمال صحت ترجمه به ویژه در مواردی که مترجم به موضوع متن تسلط ندارد، بسیار ضعیف است؛ این رویه در ترجمۀ رمان و متون ادبی می تواند کاربرد داشته باشد، چرا که فهم نادرست مترجم از متن تبعات فاجعه‌باری ندارد. درست به همین جهت فارغ‌التحصیلان رشتة مترجمی در عرصۀ صنعت و تجارت که نیازمند ترجمۀ تخصصی است و کوچک‌ترین کج‌فهمی منجر به خطاهای فاحش معنایی و فجایع جبران‌ناپذیر می‌شود، عمدتاً توفیق ندارند.

به‌علاوه، دانشجویان رشته‌های تخصصی دیگر نیز که معمولاً از نظر زبانی ضعیف هستند و تنها با تکیه بر گذراندن چند واحد زبان عمومی و تخصصی در دانشگاه‌ها قصد دارند به خواندن متون تخصصی خود به زبان انگلیسی احاطه یابند تا بتوانند از کتاب‌ها، مقالات روز و اطلاعات جدید رشتۀ خود (که عمدتاً به زبان انگلیسی است) استفاده نمایند و معلومات خود را به‌روز نگه دارند، متأسفانه این دانشجویان به دلیل ناکارآمدی شیوه‌های آموزش زبان عمومی و تخصصی و نبود هیچ اصولی برای یادگیری این مهارت تقریباً هرگز به این مهم نائل نمی­شوند و بنابراین مهم‌ترین رسالت آموزش عالی که معرفی آخرین دستاوردهای علمی به دانشجویان در آموزش علم روزآمد به آنها است، هرگز محقق نمی­شود.

تکنیک آموزش ترجمه بر مبنای نظریۀ گشتاری «Transformation-based translation» که برگرفته از فن­آوری ترجمۀ ماشینی «Machine Translation» و نرم‌افزارهای ترجمه است با هدف جبران همین کمبودها و حل معضل یادگیری زبان تخصصی و ترجمه پایه‌گذاری شده است.

ایدۀ آغازین برای ابداع روش ترجمه مبتنی بر گشتار در اثنای تحقیق دربارۀ نظریه­های ترجمۀ ماشینی و نرم افزارهای ترجمه پدید آمد و با این سوال آغاز شد که اگر با این شیوه می­توان در کامپیوتر قابلیت ترجمه را ایجاد نمود چرا نباید بتوانیم با همین شیوه ترجمه را به دانشجویان و زبان آموزان آموزش دهیم؟

نظریه‌های ترجمۀ ماشینی بر‌اساس فرآیندی به نام تحلیل مقابله­ای «Contrastive analysis» تدوین شده­اند. در این فرایند ساختارهای دو زبان مبدأ و مقصد مقابله می­شوند تا بتوان برای هر ساختار زبان مبدأ، ساختار معادلی در زبان مقصد به دست آورد و الگوریتمی برای معادل­های حاصل تدوین نمود. حال با داشتن ساختار معادل، تنها ضرورتِ یافتن معادل‌هایی برای واژگان موجود در هر یک از این ساختارها باقی می­ماند که آن هم با استفاده از یک فرهنگ لغت کامپیوتری ظاهراً به راحتی انجام می‌شود. بنابراین مطمئن بودم اگر این فرآیند در آموزش ترجمه به دانشجویان نیز مورد استفاده قرار گیرد، نتیجه دقیقاً همان خواهد شد؛ با این تفاوت که بزرگ­ترین اشکال ترجمۀ ماشینی یعنی هوشمند نبودن کامپیوتر در انتخاب معادل مناسب از میان ترجمه‌های متعدد واژه‌های چند‌معنایی که همواره مشکل اصلی نرم­افزار­های ترجمه بوده و هست به هیچ وجه در ذهن هوشمند دانشجویان وجود ندارد. این تحلیل و استدلال دریچه­ای را به سوی پژوهش و تدوین نظریۀ «فن ترجمة تخصصی بر مبنای نظریۀ گشتاری» و ایجاد دوره‌های آموزش ترجمة مبتنی بر آن می‌گشاید.

نحوة آغاز مطالعات و پیشبرد آن

چنانکه پیشتر گفته شد پیدایش ترجمة ماشینی و نرم­افزار­های ترجمه و روش آماده سازی آن­ها مهم­ترین دلیلی بود که مرا برآن داشت تا امکان استفاده از همان روند برای آموزش ترجمه به انسان را نیز مورد آزمایش قرار دهم. پس از بررسی دقیق فرآیند ساخت نرم­افزارهای ترجمه در سال ۱۳۶۹، مطالعات زمینه­ای در خصوص دستور گشتاری، تحولات آن و آشنایی با اصول تحلیل مقابله­ای کارل جیمز[۱]، اصول تحلیل خطا و مطالعات بین­زبانی استفان پیت کوردر[۲] را آغاز کردم و الگوی پیاده‌شدة دستور گشتاری بر روی زبان انگلیسی را که یکی از شاگردان چامسکی به نام اندرو ردفورد[۳] در دو کتاب دستور گشتاری «Transformational Grammar» و نحو کمینگی «Minimalist Syntax» تدوین نموده بود به‌دقت مورد مطالعه قرار دادم و خود به انجام کار مشابهی بر روی فارسی اقدام نمودم. لازم به ذکر است که آقای دکتر مهدی مشکاة‌‌الدینی در کتابی تحت عنوان «دستور فارسی بر مبنای نظریة گشتاری» پیشتر مقدمات کار را به انجام رسانده بودند اما برای مقابلة ساختار‌ها کفایت نمی‌کرد. با داشتن این اطلاعات، اکنون زمان آن بود که یک به یک قواعد گروه‌ساختی «PSRها» را در دو زبان به طور مقابله­ای بررسی نمایم.

«PSR» سَرواژه­ای حاصل از عبارت «Phrase Structure Rules» و به معنای قواعد ساختار گروهی (قواعد گروه­ساختی) است که ناظر بر قواعد چیدمان واژه­ها در کنار هم در قالب گروه­هایی نظیر گروه اسمی، گروه فعلی، گروه قیدی، گروه وصفی و … و چیدمان گروه­ها در قالب بند­ها (Clauses) و ترکیب آن­ها در قالب جمله است. حال اگر قواعد گروه‌ساختی مورد استفاده برای بیان مفهومی خاص با توجه به دستور جهانی ثابت و بدون استثنایی مانند دستور گشتاری بین دو زبان به طور مقابله­ای بررسی ­شود فرمول زیر حاصل می­گردد که می­توان به عنوان الگوی اصلی استخراج قواعد ترجمه از آن بهره جست.

 

این فرمول یا الگو در واقع می­توانست معادل ساختاری فارسی برای تک­تک ساختار­های انگلیسی فراهم نماید. در این مرحله، نه‌تنها مقابله در مورد ساختار­های گوناگون بلکه در‌خصوص تمام تکواژ­های دستوری و کلیه عناصر نحوی بین دو زبان نیز باید صورت می‌گرفت که انجام مطالعات و مقابلة عملی تمام ساختارها، تکواژها و عناصر نحوی موجود بین دو زبان انگلیسی و فارسی حدود یازده سال انجامید. مقابلۀ وابسته­های پیشرو اسم در گروه اسمی فارسی و انگلیسی که عنوان و موضوع پایان‌نامة کارشناسی ارشد مرا در دانشگاه تهران به خود اختصاص داد، بیش از یک سال زمان برد. البته مقابلة ساختارهای انگلیسی و فارسی را مدت­ها پیش از این زمان آغاز کرده بودم ولی پایان­نامة کارشناسی ارشدم سبب شد این روند صورتی علمی­تر به خود بگیرد و کار مقابله به تدریج کامل­تر گردد. آموزش عملی یافته­های حاصل از تحلیل مقابله­ای در مراکز دانشگاهی همچون دانشکدة مخابرات و علوم فضایی (در درس زبان تخصصی) و برخی از واحد­های دانشگاه آزاد و جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران موجب گردید که مشکلات عملی و کاربردی آن نیز به تدریج خودنمایی کند و مرا بر آن دارد که با مرتفع ساختن معضلات نظری و کاربردی مدل مبتنی بر گشتار، به‌تدریج این قواعد را در قالب مجموعه­ای مدون و کاربردی برای آموزش ترجمه آماده سازم.

به این ترتیب، توانستم نظریة مبتنی بر گشتار را با لحاظ همة ملزومات آموزشی «Pedagogic» و رفع نقایص نظری آن چنان منسجم کنم که مخاطبان آن صرفاً دانشجویان رشتـة زبان نباشند و تمام کسانی که حتی اطلاعات زمینه­ای از زبان انگلیسی ندارند و در رشتـه­های دیگر مشغول به تحصیل هستند نیز بتوانند از این روش برای یادگیری ترجمه و درک متون تخصصی خود استفاده نمایند. در این زمان بود که نام ترجمة مبتنی بر گشتار «Transformation-based Translation» را برای نظریة خود برگزیدم و رسماً آن را در دانشکدة ادبیات و علوم انسـانی دانشگاه تهران و برخی از واحد­های دانشگاه آزاد و جهاد دانشـگاهی دانشـگاه تهران در سال ۵-۱۳۷۲ مطرح ساختم و متعاقب آن به تدریس عملی این روش در مجامع آکادمیک مختلف آغاز نمودم‌. به‌طوری که در سال ۱۳۸۰ پس از یازده سال، این نظریه و دورة آموزشیِ «ترجمة مبتنی بر گشتار» به طور کامل مدون و تا حد ممکن عاری از نقیصه گردید.

آموزش عملی روش «ترجمة مبتنی بر گشتار» در قالب دورة «فن ترجمة تخصصی» به دانشجویان مختلف از سال ۱۳۷۲ با حدود سالانه ۵۰۰ دانشجو در مراکز مذکور آغاز گردید، اما این تعداد به‌تدریج و با تکمیل‌شدن این روش و رفع نقایص آن در دهة ۱۳۸۰ به بیش از۰۰۰,۶ دانشجو در سال رسید و مرا برآن داشت که با تأسیس مؤسسة «نام­آوران زبان آموخته»، آموزش زبان تخصصی و «فن ترجمة مبتنی بر گشتار» را هرچه بیشتر متمرکز سازم. تا نیمه­های دهة ۱۳۹۰، تعداد دانشجویان تحت آموزش در دوره­های مؤسسة «نام­آوران زبان آموخته»، دانشگاه­ها و مراکز آموزشی دیگر جمعاً به حدود ۰۰۰,۱۰ نفر در سال افزایش یافت. عمدة مخاطبان این دوره را همواره فارغ‌التحصیلان کارشناسی و دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری مراکز مختلف آموزش عالی کشور تشکیل می­داده­اند و آموزش موفقیت­آمیز آنان در تمام این سال­ها آن هم بدون هیچ­ تبلیغی و صرفاً از طریق معرفی دهان به دهان فارغ­التحصیلانِ رضایت­مند از ثمربخشی این دوره­ها سبب شده است که اکنون روش «ترجمة مبتنی بر گشتار» دست­کم در جامعة آکادمیک کشور به عنوان شیوه­ای کاربردی، جا‌افتاده و مثمرثمر شناخته شود. توفیق روزافزون دانشجویان فارغ­التحصیل این دوره­ها در آزمون­های مقاطع بالاتر تحصیلی، اعم از دولتی و آزاد، ترجمة صدها کتاب و مقالة موفق علمی از سوی آنان درکنار موفقیت­های مختلف تحصیلی­شان که تا حد‌زیادی به‌سبب فراگیری توان استفاده از منابع علمی انگلیسی و اخذ پذیرش از دانشگاه­های خارج و تحصیل در دانشگاه­های معتبر جهان میسر شده است، همه و همه گواهی متقن بر صدق ادعای ثمربخشی این دوره­ها است.

علت انتخاب دستور گشتاری برای مقابلة ساختار­ها

علت انتخاب دستور گشتاری برای مقابلة ساختار­های زبانی آن بود که عمدة نظریه­های ترجمه ماشینی به واسطة ماهیت ریاضی و بدون استثنای قواعد این دستور توانسته بودند در انتخاب ساختار­های معادل زبانی به بهترین وجه از این دستور بهره‌جویند، پس استفاده از آن در آموزش ترجمه می­توانست برای ذهنِ خسته از استثناهای دستور سنتیِ دانشجویان نیز کاملاً نوید­بخش باشد.

نوام چامسکی[۱]، دانشمند مشهور زبان­شناس و رییس آزمایشگاه الکترونیک دانشگاه ام آی تی (MIT) و مبدع نظریة زایشی گشتاری «Transformational Generation Grammar» به واسطة مطالعاتش در زمینة فلسفه ومنطق و دیدگاه ساخت­گرایش نسبت به اصول زبان­شناسی از ذهن خلاق، ساختارمند و منطقی در برخورد با اصول نحوی زبان بهره­مند بوده و هست و بی­شک نوآوری­های او در نحو به نوعی آشتی‌دادن زبان با اصول ریاضیات جدید و منطق محسوب می­گردد که سرآغاز آن با ارائه دستور گشتاری رقم خورده است. به­علاوه، طرح مسئلة جهانی­های زبان «language universalities» از سوی او که در‌واقع بررسی مشترکات تمام زبان­های دنیا است، خود می­توانست نقطة عطفی در فرآیند مقابلة ساختار­های نحوی زبان­ها به منظور رسیدن به ساختار­های معادل زبانی تلقی گردد و روند رفع اشکالات دستور گشتاری از زمان طرح آن به عنوان نظریة معیار[۲] تا نظریة معیار گسترش یافته[۳]، نظریة معیار گسترش یافتة تجدید نظر شده[۴]، نظریة X تیره[۵] و در نهایت نظریة حاکمیت و مرجع‌گزینی[۶] برای پرداختن به ابهامات زبانی و پیوند معنا و ساختار نیز می­توانست نوید­بخش رسیدن به الگو­هایی باشد که به بهترین وجه به یافتن ساختار­های معادل نحوی در فرآیند تحلیل مقابله­ای مؤثرند. ضمناً در میان دستورهای معرفی­شده از سوی او ساده­ترین و قابل فهم­ترین آن­ها همان نظریة معیار دستور گشتاری اولیه است که حتی دانشجویانی با تخصص­های غیر زبانی نیز به راحتی آن­را درک می­کنند و بنابراین به‌راحتی می­توان مقابله­های ساختاری را با  این دستور ساده به آن­ها آموزش داد. البته در جریان مقابله بسیار پیش ‌آمد که برای حل برخی از مشکلات به بخش‌هایی از نظریة X تیره و حتی اصولی از نظریة حاکمیت و مرجع‌گزینی نیز ارجاع شود لیکن برای طرح آن­ها نیز از زبانی ساده و چارچوبی قابل فهم برای همگان استفاده گردید تا این دستور و دورة فن ترجمة تخصصی برای دانشجویان همة رشته­ها کارآمد باشد و بتوان آن­را جایگزین دوره­های زبان تخصصی­شان نمود.

مدل گشتاری چامسکی برای تفکر و تکلم

اولین تفاوت دستور گشتاری با دستور­های دیگر در آن است که ما در این دستور قائل به وجود دو ساختار یا جمله هستیم: یکی زیرساخت یا ژرف­ساخت (Deep Structre) و دیگری روساخت (Surfase Structure)، بنابراین دو جمله در این دستور وجود دارد؛ یکی «جملة زیرساختی» و دیگری «جملة روساختی».

جملة زیرساختی، جمله­ای است که ما در ذهن داریم و با آن فکر می­کنیم و جملة دوم جملة روساختی است که به زبان می­آوریم یا می­نویسیم. برای روشن‌تر شدن این بحث باید به این جملة مشهور اشاره نماییم که «ابزار فکر زبان است» و دقیقاً به همین دلیل است که به تفکر «قوة ناطقه» گفته می­شود. علت این نامگذاری آن است که اگر هنگام فکر کردن هم زمان به فرآیند تفکر خود نیز بیندیشیم، متوجه خواهیم شد که عملاً در حال حرف‌زدن با خود هستیم، به همین جهت در علم زبان­شناسی فکر را «گفتار درونی» (Internal Speech) می­نامند. حال اگر بپذیریم که فکر‌کردن نوعی با خود حرف زدن و گفتار درونی است، با توجه به اینکه واحد زبان نیز «جمله» است، پس هنگام تفکر جملاتی از ذهن ما عبور می­کند که با آن­ها فکر می­کنیم. اما آیا وقتی حرف می­زنیم، این جمله­ها را عیناً بر زبان می­آوریم یا آن‌ها را تغییر می­دهیم؟ مسلماً آنها را تغییر می­دهیم، جملاتی که از ذهن می­گذرند و از طریق آنها فکر می­کنیم جملات «زیرساختی» و جملاتی که به زبان می­آوریم یا آن­ها را به رشتة تحریر در می­آوریم جملات «روساختی» نامیده می­شوند.

 

اکنون سؤال این است که جملات زیرساختی مذکور چگونه ساخته می­شوند؟ زمانی که قصد فکر کردن به موضوعی را دارید، ابتدا معانی و مفاهیم «Meanings and Concepts» مورد­نظر به واسطة فعالیت­های مغزی در ذهن متبلور می­شوند. سپس ذهن برای آنکه بتواند به این مفاهیم فکر‌کند باید آن‌ها را به جمله­های زیر­ساختی تبدیل کند و به این منظور به بخش واژگان «Lexicon» مراجعه می­کند. این بخش حاوی مجموعه­ای از تمام واژه­های زبانی است که بر اساس قواعد زیرمقوله­ای (Sub-categorical Rules) در ذهن طبقه­بندی و ذخیره شده­اند. قواعد زیر­مقوله­ای ناظر برنوع واژه و ویژگی­های کاربردی آن هستند (برای نمونه، این قواعد مشخص می­کنند که اگر واژه‌ای در زبان فعل است پس از آن به مفعول نیاز دارد یا خیر) پس از گزینش واژه­هایی که می‌توانند  این مفاهیم را منتقل کنند، ذهن سراغ بخش دیگری به نام مجموعه «قواعد ساختار گروهی» یا «قواعد گروه‌ساختی» «PSRها» می­رود که پیش­تر در خصوص آن‌ها بحث شد و مشخص گردید که در‌واقع همان قواعد چیدمان واژه­ها در قالب «گروه‌ها[۷]»، قواعد چیدمان «گروه­ها» در کنار یکدیگر در قالب «بند­ها[۸]» و قواعد چیدمان بند­ها در قالب «جمله­ها» محسوب می­شوند که عوام آن­ها را «قواعد جمله­سازی» می­نامند. بنابراین واژه­های برگزیدة حاملِ معانی و مفاهیم مورد­نظر بر­اساس قواعد زیر­مقوله­ای خود در قالب «PSRهای» مناسب قرار می­گیرند و به این ترتیب جملة زیرساختی «Deep Structure Sentence» حاصل می­شود که ذهن انسان با این جملات فکر می­کند. حال اگر بخواهیم حرف بزنیم معمولاً این جملات را عیناً و بدون تغییر به زبان نمی­آوریم بلکه تغییراتی در آن­ها ایجاد می­کنیم. گشتار­­ها «Transformation»  در واقع عامل این تغییراتند و می­توانند «جملات زیر­ساختی» را بدون آنکه معنای آن­ها دگرگون شود به صورت جملات خوش­ساخت مناسب برای صحبت کردن تبدیل نمایند، جملات حاصل همان «جملات روساختی» هستند که به زبان می­آوریم یا در نوشتار از آن­ها استفاده می­کنیم.

 

گشتارها (Transformation)

واژه گشتار در زبان انگلیسی از سه بخش زیر تشکیل شده است:

 

 

علت استفاده از واژة «گشـتار» برای این قواعد آن است که گشتار­ها بر روی جملات زیرساختی اعمال می­شوند و «تحول/گشت» در آن­ها ایجاد می­نمایند به طوری که صرفاً فرم یا صورت آن­ها را تغییر ­دهند و به رو­ساخت تبدیل ­نمایند؛ بدون آنکه معنای آنها دستخوش دگرگونی گردد.

شایان ذکر است که در تمام زبان­های دنیا تنها چهار دسته گشتار وجود دارد که به قرار زیرند:

  • حذف (Deletion): عناصری را از جملۀ زیرساختی حذف می‌کنند.
  • درج (Insertion): عناصری را به جملۀ زیرساختی می­افزایند.
  • جا‌بجایی (Displacement): عناصری را در جملۀ زیرساختی جا‌به‌جا می‌کنند.
  • جایگزینی (Substitution): عناصری را جایگزین عناصر جملات زیرساختی می­نمایند.

 

انجام این گشتار­ها و تغییرات ایجادشده در جملات زیرساختی سبب پیدایش جملات روساختی می­شوند که شما آن­ها را به زبان می‌آورید یا می­نویسید. البته لازم به ذکر است که چامسکی هرگز مدل ترجمه ارائه نداده است، زیرا دغدغة اصلی او مدل­سازی ذهن و تشریح فرایند تفکر و تکلم است زیرا او می­خواهد از رهگذر این مدل­سازی، قوة ناطقه را شبیه­سازی نماید تا از آن در حوزة هوش‌مصنوعی استفاده گردد و در نهایت بتوان کامپیوتر­هایی ساخت که مانند انسان­ها فکر کنند و حرف بزنند. مدل ذهن که چامسکی در دستور گشتاری «نظریة معیار» خود از ذهن ارائه می­دهد در زیر تشریح شده است.

۱- مدل گشتاری چامسکی برای توصیف و تشریح فرایند تفکر و تکلم در ذهن در نظریة معیار

مدل فوق تمام آنچه تاکنون ذکر شده را به طور خلاصه بیان می­کند و به‌راحتی می­توان فرآیند تفکر و حرف­زدن را از مرحلة تشکیل معنا یا مفهوم در ذهن تا مرحلة ساخت جملات روساختی برای حرف­زدن یا نوشتن از طریق آن دنبال و پیگیری نمود. اگر بخواهیم این مدل توصیف فرآیند تفکر و تکلم به مدل ترجمه مبدل شود و بتوانیم از آن در ترجمه استفاده نماییم، باید آن را به شکل معکوس در نظر بگیریم، چرا که هنگام ترجمه، جملة روساختی زبان مبدأ پیش روی ماست. جملة روساختی در واقع محصول مدل گشتاری چامسکی است که در مدل ترجمه، مادة خام کار ما خواهد بود. پس در مدل «ترجمة مبتنی برگشتار» کار با «جمله روساختی» آغاز می­شود که به سبب گشتار­های از پیش اعمال‌شده در آن، اغلب نمی­توان با ترجمۀ یکایک واژه­ها و فرآیند جمله‌سازی که روش معمول ترجمه و حتی گاه تنها آموزش ترجمه در مراکز دانشگاهی است به معنای جمله دست یافت. پس برای دست­یافتن به ترجمة صحیح این جملات، ابتدا باید گشتار­های اعمال­شده برای ساخت این جملات روساختی را خنثی کنیم تا جملة روساختی زبان مبدأ (که در اینجا انگلیسی است) به «جملة زیرساختی» آن تبدیل شود. برای این‌کار باید هر آنچه از طریق گشتارِ «حذف» از جمله ناپدید شده را دوباره بازگردانیم؛ هر آنچه از طریق گشتارِ «درج» به جمله افزوده شده را حذف نماییم؛ هر آنچه به واسطة گشتارِِ «جابجایی» به نقاط دیگر جمله در روساخت منتقل شده را به جای اصلی و اولیة آن در زیرساخت بازگردانیم و در نهایت هر آنچه را که از طریق گشتارِ «جایگزینی» به جای عناصر اصلی جایگزین شده را دوباره احیا کنیم تا جملة زیرساختی اولیة انگلیسی حاصل شود. به این کار حذف گشتار­ها یا «Back Transformations» می‌گویند.

جملات زیر­ساختی انگلیسی حاصل از فرآیند حذف گشتار گرچه ساده شده­اند، هنوز به زبان انگلیسی هستند و حال باید آن­ها را به جملات زیر­ساختی زبان مقصد (که در اینجا فارسی است) تبدیل نماییم. این جملات طبیعتاً حاوی واژگان در قالب «PSRها» هستند که برای تبدیل آن­ها به جملات زیر­ساختی زبان مقصد لازم است واژه­های معادل آن­ها را در ساختار­های زبان مقصد بگذاریم تا به جملة زیر­ساختی زبان مقصد دست­یابیم. پس باید ابتدا واژه­ها را معادل­سازی کنیم. برای این کار دانشجویان عزیز اغلب از واژه­نامه­ها و فرهنگ­های لغت بهره می­جویند که بخش عمده­ای از خطای ترجمة آن­ها دقیقاً در همین زمان اتفاق می­افتد. علت این امر آن است که آنان با مراجعه به فرهنگ­های لغت در مقابل واژه­های زبان مبداء (انگلیسی) اغلب ده­ها معنی می­یابند که برای مثال، برخی فعل، برخی اسم و برخی صفت هستند و اغلب به‌سبب آنکه نوع کلمه را در متن اصلی متوجه نمی­شوند، هنگام معادل­یابی، به واسطة گزینش معنای مربوط به نوع نامناسب کلمه، مرتکب خطاهای فاحش در هنگام ترجمه می­شوند. برای مثال، به‌جای معنای اسمی، معنی فعلی را انتخاب می­کنند یا برعکس و چون بعد از معادل­یابی اقدام به فرآیند جمله­سازی با این معادل‌های نادرست می­نمایند، خطای ترجمة آن­ها گریز­ناپذیر است. در مدل «ترجمة مبتنی بر گشتار»، دانشجویان عزیز پیش از معادل­یابی واژگان، جملات را آنالیز می­کنند و بدون نیاز به آگاهی از معانی واژه­های جمله می­توانند تک‌تک عناصر آن را شناسایی کنند و نوع صرفی آن را مشخص نمایند. در نتیجه هنگام معادل­یابی، از چنین خطاهایی مصون می­مانند.

چنان که پیشتر گفته شد مقابلة ساختار­های دو زبان بر اساس دستور گشتاری ما را به ساختار­های معادل فارسی برای تک­تک ساختار‌های زبان مبدأ می­رساند که همان فرمول  است. داشتن ساختار معادل فارسی در کنار معادل­یابی صحیح و منطبق بر نوع دستوری هر واژه و رسیدن به معادل­های صحیح یکایک کلمات ما را قادر می­سازد که با قراردادن واژگان­ معادل فارسی در «PSRهای» معادل به جملة زیر­ساختی فارسی دست یابیم. این جملات گرچه از نظر ویرایشی ممکن است زیبا و مقبول نباشد اما معنا کاملاً از آن­ها مستفاد می­گردد زیرا مادة آن­ها جملات زیرساختی فارسی است که معنا را در خود دارند و همانند جملات زیرساختیِ استفاده­شده در هنگام تفکر این معنا را برای ذهن قابل درک می­نمایند. بنابراین درک معنای موجود در پشت «جملة زیرساختی» حاصل برای ذهن به سهولت امکان­پذیر می­شود. لذا این کار در‌واقع میان­بری محسوب می­شود برای راه طولانی نظام آموزش ترجمة سنتی که مبتنی بر دانش زبان عمومی دانشجو است و انتظار دارد که دانشجو پس از سال­ها آموزش در زمینة مکالمة زبان مبدأ تازه بتواند با خواندن جمله­های آن زبان به معنای آن­ها دست یابد. حال آن­که در روش «ترجمه مبتنی بر گشتار» فرآیند تحلیل و رسیدن به جملات زیر ساختی زبان مقصد که معنا را در خود دارند و در نهایت درک معنای جملات تنها نیاز به ۳۰ تا ۴۰ ساعت آموزش دارد .البته در دورۀ «فن ترجمه بر اساس دستور گشتاری» برای مسلط شدن دانشجویان به فرایند انتخاب ساختارهای معادل مناسب و واژه‌گزینی صحیح که پیشتر تشریح گردید لازم است پس از یادگیری این روش دانشجویان جملات متون تخصصی مختلف را با استفاده از این قواعد ترجمه نمایند تا به این کار مسلط شوند. تجربۀ آموزشی من در این سال­ها نشان داده است که دانشجویان با حدود ۳۰ تا ۴۰ ساعت انجام عملی ترجمه تحت نظارت استاد به سرعت به این مهارت دست می‌یابند و تمام ساختارهای معادل در ذهن­شان درونی می­شود.

حال برای آنکه این جملات نه‌چندان زیبای زیرساختی فارسی به جملات زیبا و  ویراستة فارسی مبدل شوند، لازم است گشتارهای فارسی را به آنها آموزش دهیم تا بتوانند «جملات زیرساختی» فارسیِ حاصل را به جملات مقبول زبان مقصد تبدیل کنند و بیاموزند که برای انجام ترجمه­ای صحیح، نه تنها باید به عناصر، واژگان و ساختارهای همان جمله توجه نمایند بلکه باید بر اساس فحوای متن معادل‌های ایده­آلی برای واژگان و ساختارهای هر جمله بیابند. تا به جمله­ای بی نقص، زیبا، ویراسته و معنادار در زبان مقصد دست یابند. با توجه به آنچه گفته شد این فرآیند در سه مرحله و مطابق مدل زیر انجام می­شود:

یکی از مشکلات آموزش این دستور به دانشجویانی که سال­ها با دستور سنتی آموزش دیده­اند، آن است که دانسته­های پیشین زبانی حاصل از آموزش­های دستور سنتی همواره در فرآیند یادگیری این تکنیک جدید تداخل می­نمایند و این امر مانع فراگیری و احاطه دانشجویان به قواعد جدید دستور گشتاری می­شود. بدین‌جهت برای آموزش این دستور مجبور خواهیم بود که همواره از روش به‌چالش‌کشیدن قواعدِ دستور سنتی و رد کردن آن استفاده نماییم تا دانشجویان از ناکارآمدی قواعد مذکور آگاه شوند و سپس قواعد متناظر را دستور گشتاری به آن­ها معرفی نماییم تا با استدلال، قواعد جدید را جایگزین آن­ها نمایند.

 

[۱]-Noam Chomsky

[۲]-Standard theory

[۳]-Extended standard theory

[۴]-Revised extended standard theory

[۵]–  syntax

[۶]– Government and Binding theory

[۷] Phrase: نظیر گروه اسمی (Noun Phrase)، گروه فعلی (Verb Phrase)، گروه صفتی (Adjective Phrase)

[۸]-Clause : نظیر بند اسمی (Noun Clause)، بند موصولی (Relative Clause)، بند قیدی (Adverbial Clause)

 

[۱]-Carl James

[۲]-Stephen Pit Corder

[۳]-Andrew Radford

کلیه حقوق این وب سایت برای مؤسسه فرهنگی آموزشی نام آوران زبان آموخته محفوظ می باشد.

طراحی و برنامه نویسی: گروه برنامه نویسی همپا