Mahak
شما اینجا هستید: مصاحبه با دکتر رامین آموخته استاد دانشگاه رکورد دار گینس

مصاحبه با دکتر رامین آموخته استاد دانشگاه رکورد دار گینس

دکتر آموخته رکورددار گینس در فن ترجمه/استادی که وراثت می خواهد به جای بگذارد

مصاحبه با دکتر رامین آموخته استاد دانشگاه رکورد دار گینس در روش ترجمه مبتکر رابطه دستور گشتاوری زبان شناسی در کشور

 

دکتر رامین آموخته مبتکر روش آموزشی(نوام چامسکی- زبان شناس) در ایران توانسته با ابداع رابطه دستور گشتاوری تحول شگفت انگیزی در یادگیری زبان های خارجه به وجود بیارود، دکتر آموخته توانسته با ۱۱ سال تلاش شبانه روز برای  بدست آوردن فرمول جامع زبان انگلیسی در رشته های مختلف اعم از علوم پایه، علوم انسانی، علوم فنی ، فضایی و هنر  …  هزاران هزار از دانشجویان در مقاطع کارشناسی تا دکترا را در رشته های مختلف تربیت کند ، تدریس این روش محدود به ایشان است.  اگر می خواهید با چند و چون این روش جدید آموزش زبان انگلیسی و حتی با خود استاد آموخته آشنا شوید پیشنهاد می کنیم این گزارش را بخوانید.

 

از چه سن و سالی به مطالعه زبان انگلیسی روی آوردید؟amokhteh

معلم کلاس پنجم ابتدایی خانمی انگلیسی بود که در کشورهای بسیاری زبان انگلیسی تدریس کرده و در آن سال به ایران آمد.من تا آن سن و سال کسی را ندیده بودم که نتواند فارسی صحبت کند. به همین خاطر باور و تحمل این موضوع برایم کمی سخت بود تا اینکه رفته رفته به شرایط عادت کردم. به مرور زبان علاقه ام به او باعث شد تا به زبان انگلیسی هم علاقه مند شوم. در آن سن و سال علاقه بسیاری به موسیقی داشتم و موسیقی هایی که زبان انگلیسی بود را زیاد گوش می کردم و به اقتضای سن و سالم  با آن می خواندم و متن آنها را یادداشت می کردم. به ضرس قاطع می توانم بگویم پایه زبان من از همین جا شکل گرفت یعنی گوش دادن به نوارهای موسیقی انگلیسی و خواندن با آن و یادداشت کردن متن آن. به واسطه آن نوارها زبان تنها به لحاظ شنیداری قوی شد که گفتارم نیز در اثر خواندن همزمان با آهنگ و تلفظ دقیق لغات نیز روز به روز بهتر شد.

 

زبان انگلیسی چقدر در سایر امور زندگی تان مثل تحصیل و اشتغال تأثیرگذار بود؟

دیپلمم را از دبیرستان هشترودی در خیابان طالقانی گرفتم. از آنجا که زبانم خوب بود در تمام ۴ سال دبیرستان، از زبان معاف بودم و همیشه بالاترین نمره را از آن خود می کردم. از ۱۶ سالگی شروع به ترجمه متون انگلیسی به زبان فارسی کردم. ابتدا با دارالترجمه اردلان شروع به کار کردم؛ بعد گلها و به همین ترتیب کار در دارالترجمه های مختلف را تجربه کردم، البته در دارالترجمه اردلان به صورت آکادمیک فرا گرفتم و زمان زیادی نگذشت که سردفتر دارالترجمه شدم.این روند را به همین ترتیب ادامه دادم. مدرک کارشناسی ام ادبیات انگلیسی بود، در کنار آن، لیسانس ترجمه هم گرفتم.کارشناسی ارشد را در رشته زبان شناسی از دانشگاه تهران گذراندم. مقطع دکترارا در رشته فیزیک موج آواهای گفتاردر دانشگاه ملبورن ایتالیا دنبال کردم. از آنجا که تخصص در این رشته بسیار کم بودم پروژه ای را برای صنایع دفاع انجام دادم که پروژه هوشمند کردن کامپیوترها نسبت به آواهای فارسی بود.

 

Untitled-8در مورد این پروژه و هوشمند کردن کامپیوترهابیشتر برایمان توضیح دهید؟

کاربرد آن کامپیوترها مثل نرم افزار تایپر بود. البته در آن پروژه، کامپیوترها به صورت انگلیسی تایپ می کردند. مبنای این کار «تحلیلگر جمله» بود. یعنی هنگامی که کسی صحبت می کند، جمله ها را به بند، سپس گروه، واژه و در نهایت آوا تبدیل می کند. در مرحله آخر آواها را روی طیف نگار می بردتا بتواند گفتار را تشخیص دهد.در این پروژه، قرار بود کامپیوتر هوشمند طوری طراحی شود که برای هر واژه یک معادل قرار دهد تا در نهایت نرم افزار ترجمه شکل بگیرد. در حین پروژه جرقه ای به ذهنم رسید که بهتر است ما دانشجویانی پرورش داده و این کار را به آنها آموزش دهیم تا تمام این مراحل را یک به یک انجام و در نهایت بتواند ترجمه کند.

استارت انجام این جرقه از کجا زده شد؟

این کار یا بهتر است بگویم آن جرقه در واقع مقابله ساختارهای انگلیسی به فارسی بود. آن موقع دستور گشتاری در دنیا کاملاً شناخته شده بود و در دانشگاه های ما نیز کمابیش استفاده می شود. این کار نیاز به تحقیق و پژوهش بسیاری داشت، برای شروع پایان نامه فوق لیسانسم را  براساس همین مقابله ساختارهای انگلیسی به فارسی بنا کردم. از آنجا که سطح این کار بسیار گسترده بود برای شروع این مقابله، روی گروه های اسمی کار کردم یعنی وابسته های اسم و معادل های آن را در زبان انگلیسی و فارسی کار کردیم. پس از مدت کوتاهی به ذهنم رسید که آموزش آن را از سر بگیرم. بنابراین از سال ۷۲ در دانشکده مخابرات علوم فضایی آموزش این فرایند را شروع کردمو اتفاقاً نتیجه خیلی خوبی گرفتم. از همین رو فرایند آموزش را ادامه دادم واز سال ۷۳ آموزش را با جهاد دانشگاهی دانشکده ادبیات شروع کردم و به همین ترتیب آن را توسعه و علاوه بر جهاد دانشگاهی ها در دانشگاه های مختلفنیز دنبال کردم.

 

روش تخصصی آموزش زباندر رشته های مختلف به کجا رسید؟

۱۱ سال طول کشید تا آن را تکمیل و به یک سیستم کاملاً منسجم تبدیل کردم.بعد از طی این دوره آن را اجرا و تقویت جنبه آموزشی را شروع کردم. در دانشگاه الزهرا، علامه طباطبایی، تربیت مدرس و در دوره ای که مدیر گروه زبان دانشگاه علوم قضایی و همزمان عضو هیئت علمی آن بودم آموزش زبان به این طریق را داشتم.همزمان با تدریس آن با مراکز مختلف نیز قراداد می بستم. به عنوان مثال در اداره آمار که قرار بود کارمندان ارشد مدارک را به انگلیسی بخوانند؛ موسسه پژوهش برنامه ریزی آموزش و پرورش، مدیران ارشد سازمان فرهنگ تبلیغات اسلامی و …

روش تدریس شما در دوره آموزشی تان به چه صورت است؟

در ترم اول قواعد را آموزش می دهم، ترم دوم کاملاً تخصصی می شود و زبان رشته های مختلف اعم از علوم پایه، پزشکی، علوم انسانی، هنر و… در قالب فرمول هایی ارائه می شود.دانشجویان مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا با این هدف که بتوانند مقاله تخصصی خود را ترجمه کننددر این دوره ها شرکت می کنند با این شرایط آموزش دهنده علاوه بر آنکه باید با ساختارها آشنایی داشته باشد باید اصطلاحات تخصصی رشته های مختلف را نیز بداند چراکه کوچکترین اشتباهی باعث بی اعتمادی آنها خواهد شد. در این بین عده ای سوء استفاده کردند. به عنوان مثال یکی از دانشجوهایم که دوره های آموزشی من را گذرانده و موفق شده بود در رشته خود تسلط پیدا کند دست به کار شد. او با اینکه از رشته های دیگر بی اطلاع بود اما دوره هایی گذاشت که طی آن ترم یک آموزش من را به سه بخش تقسیم کرده بود. به عبارت دیگر برای جبران کمبود اطلاعاتش از رشته های دیگر در ترم ۲ و ۳، ترم یک را در قالب سه ترم آموزش می داد. انجام این کار فوق العاده بی اخلاقی است. مالکیت معنوی هم در ایران جود ندارد و عملاً نمی توان پیگیری کرد. برداشتن این روش مهم نیست ای کاش می توانست ارائه دهد. ممکن است کسی قواعد ترم یک را به صورت حفظی بتواند ارائه دهد اما در ترم ۳و۲ که تخصصی می شود و در رشته های مختلف متفاوت است، نمی تواند ادامه دهد.

آیا برای دوره های آموزشی خود از رسانه ها و فرایند تبلیغات بهره گرفته اید؟

هیچ وقت برای دوره هایم تبلیغ مستقیم نداشتم. اعتقادم بر این است که دوره زبان اگر از هر لحاظ مناسب باشد دانشجو و علاقه مند را جذب خواهد کرد و تبلیغ خودش خواهد بود. هر دانشجویی که در این دوره ها شرکت می کند وقتی رضایت داشته باشد و نتیجه خوبی بگیرد قطعاً هنگام ثبت نام در دوره بعد ۱۰ نفر دیگر را همراهش خواهد آورد.

 

تا به حال قصد پایه گذاری این روش آموزشی در سیستم آموزش عالی را داشتید؟

هر دانشگاهی که تدریس کردم سعی کردم دانشجو را بر اساس همین روش تربیت کنم و پیش ببرم. البته مشکل اینجاست که دانشجوهای رشته های مختلف تنها دو واحد زبان تخصصی دارند و من طی این دو واحد تنها فرصت آموزش ترم یک زبان خودم را دارم ولی در آموزشگاهی که به صورت تخصصی تدریس می کنم این را در سه ترم برنامه ریزی کردم یعنی ۳ ترم ۱۰ جلسه ای که در مجموع ۳۰ ساعت می شود.به عنوان مثال زمانی که مدیر گروه زبان در دانشگاه علوم قضایی بودم در صورت پیاده سازی این روش باید تمام اصول روش ترجمه و تمام روش متون ساده و پیشرفت را تدریس می کردم. به این ترتیب آموزش تمام بخش های زبان دانشگاه به عهده من می شد و من هم قرار نبود برای همیشه آنجا باشم. بنابراین این کار در دانشگاه به صورت عملی جواب نمی داد مگر اینکه دانشجویان را ترغیب می کردم تا در جهاد دانشگاهی که تدریس می کردم ثبت نام کنند. البته به صورت جسته گریخته مباحث بسیار کلیدی را عنوان می کردم. دانشجویان هم که متوجه این روش تدریس می شدند و از منظرشان جدید و فراگیر می آمد پیگیر کلاس هایم می شدند و در کلاس های جهاد دانشگاهی شرکت می کردند.

اطلاع دارید که در ایران چند نفر این کار را انجام می دهند؟

متأسفانه انجام این روش در ایران محدود به من می شود. اگر کسی بخواهد این کار را انجام دهد باید این دستور را ابتدا روی انگلیسی، سپس روی فارسی پیاده و سپس آنها را با یکدیگر مقابله کند تا بعد از پیدا کردن تفاوت ها و شباهت های آنموفق به دستیابی به یک فرمول قابل ارائه شود.

 

آیا به فکر آموزش روش خود به دیگری یا به اصطلاح به جا گذاشتن یک وارث افتاده اید؟

انجام این کار برای من ۱۱ سال به طول انجامید اگر بخواهم یادداشت هایم را در اختیار کسی قرار دهم و علاوه بر یادداشت ها، خودم نیز به او کمک کنم و آموخته هایم را انتقال دهم غریب به ۹-۸ سال طول خواهد کشید. سابقه ۲۰ ساله ام در قلم زدن ترجمه رشته های مختلف به واسطه کار کردن در دارالترجه ها این پیش زمینه را برای من ایجاد کرد. بنابراین اگر قرار باشد به کسی آموزش بدهم علاوه بر گذراندن این دوره ها باید مقاله های رشته های مختلف را مطالعه و ترجمه کند تا پیش زمینه ای از رشته های مختلف پیدا کند. این کار یک سال دو سال نیست. من برای آموزش روش تدریسم آمادگی کامل دارم و تلاش کردم به خیلی ها انتقال بدهم، اما تا به امروز کسی نتوانسته برای این مدت، زمان خود را صرف کند البته جوانی آمد و ۳ سال هم دوام آورد اما بعد از طی این مدت، کار را رها کرد.

به طور کلی برای بقای این روش و برای اینکه این روش نسل به نسل انتقال پیدا کند برنامه ای دارید؟

 

اگر کسی تصمیم داشته باشد در این مسیر قرار گیرد و آن را ادامه دهد باید حداقل مدرک فوق لیسانس یا دانشجوی دکترای زبان شناسی باشد و حدود ۸-۷ سال کار کنند تا بتواند کارآزموده شود. به دنبال این هستم که بخشی از آن را به شکل نرم افزار آموزشی درآورم. بخش دیگر را به صورت کلاس های interactive ارائه دهم. یعنی در حالی که در منزل حضور دارم به صورت مجازی بتوانم جواب دانشجوهایم را بدهم.

آیا روش تدریس زبان انگلیسی که منحصر به خودتان می شود را با آموزش عالی در میان گذاشته اید؟

در کشور ما یک قاعده وجود دارد که بنا بر آن با هر چیز جدید و نوعی مخالفت شده و نسبت به آن جبهه گرفته می شود. روش من هم از این قاعده مستثنی نیست. زمانی که قصد ابداع چنین روشی را داشتم آن را با عده ای از نزدیکانم و حتی با اساتیدی که در ارتباط نزدیک بودم در میان گذاشتم و آنها پیشنهاد انصراف از آن را دادند. اما از آنجا که من خیلی مصر بودم به دنبال این کار رفتم و نتیجه هم گرفتم. با توجه به اینکه سالیان درازی برای دستیابی به این روش زحمت کشیدم وقتی عده ای تنها به صرف اینکه در جایگاه اجتماعی و مسئولیت بالاتری قرار دارند بگویند این روش را دور بریز قاعدتاً اولین حرکتم این است که با آن مخالفت می کنم. من عمری برای یادگیری و تدریس آن زحمت کشیدم و وقت گذاشتم.

پس با وجود این مخالفت ها چطور موفق به تدریس و تربیت دانشجو در رشته زبان انگلیسی شدید؟Untitled-4

وقتی با مخالفت های متفاوت مواجه شدم به صورت عملی کارم را از سر گرفتم. زمانی که در جهاد دانشگاهی کار می کردم در هرترم حدود ۲ هزار نفر دانشجوی فوق لیسانس و دکتری آموزش می دادم. دانشجویی داشتم که فقط به دلیل ضعف در زبان انگلیسی از پس امتحان فوق دکترا برنمی آمد و زبان را منفی می زد، من کاری کردم که زبان را درو کند و تمام مقالات رشته اش را به زبان اصلی بخواند، این فرد وقتی وارد دانشگاه شد دوره های من را به دانشجوهای دیگر معرفی و این روند به همین ترتیب ادامه پیدا کرد. دانشجویی داشتم که اطلاعات زبان انگلیسی اش در حد دیپلم بود من کاری کردم که بعد از ۹ ماه به صورت بداهه می خواند و ترجمه می کرد. حتی برخی اساتید نیز مراجعه کردند. استادی به سراغم آمد و گفت شما با دانشجوی من چه کار کردید؟ او در ابتدا نمی توانست دو جمله زبان روخوانی کند و حالا به چه روانی ترجمه می کند.حالا آن استاد، دانشجوهایش را معرفی می کند تا دوره های زبان من را پشت سر بگذارند. جالب اینجاست وقتی با جهاد دانشگاهی قطع همکاری کردم و ۵ سال پیش، موسسه خودم به نام «آموخته» را در میدان توحید تهران راه انداختم تمام آن دانشجوهای جهاد دانشگاهی به اینجا انتقال پیدا کردند.در هر کلاس من ۱۸۰ تا ۲۰۰ دانشجو حضور دارند. من تقریباً همه رکوردهای گینس را شکسته ام. دوره هایی پشت سر گذاشتم که ۷ روز هفته روزی ۱۷ ساعت تدریس داشتم. نه ۲-۱ سال، که ۱۵ سال به همین شکل درس دادم. می توانید از جهاد دانشگاهی بپرسید و برنامه کلاسی من را از آنها بگیرید. من از ساعت ۸ صبح تا ۱۰ شب و یک کلاس هم از ۶ صبح تا ۸ شب بیرون داشتم. من تمام تلاشم این بوده که دانشجوی دکترا بتواند مقاله رشته خودش را به زبان اصلی بخواند، به هر حال نیاز این افراد است که زبان بدانند.

 

Untitled-9با این اوصاف روند یادگیری زبان انگلیسی در دوره های شما با سرعت و کیفیت بهتری از دانشگاه هاست؟

این موضوع را هیچ وقت من به زبان نمی آورم، ۲سال پیش یکی از دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی که متولد لس آنجلس بود پایان نامه فوق لیسانس خود را در مورد مقایسه دوره آموزش من و لیسانس زبان و ادبیات انگلیسی در دانشگاه علامه طباطبایی انتخاب کرد. در این پایان نامه دانشجوی ترم یک دوره های من، با دانشجوی سال دوم زبان دانشگاه علامه به عنوان نمونه گزینش شدند و در عین حال دانشجوی ترم سه من با دانشجوی سال آخر دانشگاه مورد مقایسه قرار گرفت. این مقیاس به صورت کاملاً علمی و زیر نظر اساتید دانشگاه و دکتر عاکف صورت گرفت.آنها به این نتیجه رسیدند که تفاوت دانشجوی زبان انگلیسی که ۴ سال در دانشگاه زبان می خواند و مدرک کارشناسی زبان می گیرد با دانشجویی که من فقط ۹۰ ساعت به او آموزش می دهم عملکرد و سطح سواد بسیار متفاوتی دارند و دانشجوی دوره های آموزشی من به مراتب بسیار بهتر عمل می کند.کمااینکه ۱۰ تا ۱۵ درصد دانشجویان من، فارغ التحصیلان رشته زبان هستند که از دانشگاه نتیجه نگرفتند و به کلاس های من مراجعه کردند. کافیست به دارالترجمه های روبه روی انقلاب مراجعه کنید و آمار بگیریدتا متوجه شوید چند درصد دانشجوهای من در این دارالترجمه ها مشغول هستند؟ آن وقت خودتان قضاوت کنید سطح دانشجوهای فارغ التحصیل من بالاتر است یا فارغ التحصیلان دانشگاه.

به عنوان استادی که چندین سال است که در این حوزه مشغول تحقیق و تدریس هستید برای بقای این رشته چه حقی را از آموزش عالی مطالبه می کنید؟Untitled-3

 

من دو چیز از آموزش عالی می خواهم. یکی اینکه به صورت واقع گرا به روش تدریس من نگاه کند. حتی اگر نیاز دیدند یک تیم تحقیقاتی برای این موضوع قرار دهد تا یک تحقیقات جامع بر روی آموزشی که من انجام می دهم و آموزشی که در دانشگاه ها در رشته ادبیات انگلیسی تدریس می شود، انجام دهند.اینکه آموزش من چه میزان باعث ارتقاء سطح زبان علاقه مندان می شود و کاری که دانشگاه ها انجام می دهند چقدر سبب ارتقاء دانشجویان زبان می شود و در نهایت خروجی دوره های آموزش من و دانشگاه ها را مقایسه کنند. اگر به این نتیجه رسید که کار من نه فقط ۳۰-۲۰ درصد از دانشگاه ها که بالای ۵۰۰ درصد از کار دانشگاه ها بهتر است آن وقت برنامه ریزی کنند که این روش را وارد سیستم آموزشی کند. اما در مورد دومین انتظارم. تمام اساتید خوب می دانند که در آموزش پول نیست و من هم businesman نیستم. من صاحب ملکی که دوره های آموزشی ام در آن برگزار می شود، نیستم. این ساختمان، یک ساختمان فرسوده و قدیمی و ملک هم اجاره ای است. بیش از این نتوانستم برای اینجا هزینه کنم.نمی گویم فضایی را در اختیار من قرار دهند بلکه ملکی را به من بفروشند به شکلی که بتوانم هزینه آن را به صورت اقساطپرداخت کنمیا اینکه وام در اختیار من قرار دهند تا بتوانم فضای مناسبی را تدارک ببینم. جایی که در شأن دانشجویی باشد که برای تحصیل زبان به اینجا مراجعه می کند. من همیشه اضطراب این را دارم که صاحب ملک، من را از اینجا بیرون کند. به طور کلی امکاناتی در اختیار ما قرار دهند که بتوانیم این کار را گسترش دهیم.

کلیه حقوق این وب سایت برای مؤسسه فرهنگی آموزشی نام آوران زبان آموخته محفوظ می باشد.

طراحی و برنامه نویسی: گروه برنامه نویسی همپا